۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم ناز
بنياد مکن تا نکَني بنيادم
مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم
زلف را حلقه مکن تا نکُني در بندم
طره را تاب مده تا ندهي بر بادم
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نکني ناشادم
رخ برافروز که فارغ کني از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کني آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را
ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شيرين منما تا نکني فرهادم
رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
من از آن روز که در بند توام آزادم

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

لیلی، نام تمام دختران زمین است

قصه که به آخر رسید،مجنون پیدا شد،لیلی مجنونش را دید.لیلی گفت:پس قصه ، قصه من و توست.پس مجنون تویی! خدا گفت: قصه نیست.راز است .این رازمن و توست. برملا نمی شود، الا به مرگ.لیلی ! تومرده ای.
" قصه لیلی را کسی تغییر نخواهد داد مگر خود لیلی..

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه


۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

Oh Yoko!


Yoko & John Lennon


In the middle of the night,
در نيمه هاي شب
In the middle of the night I call your
name,
در نيمه هاي شب من نام تو را مي خوانم
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
,Oh Yoko
اوه ، يوکو
My love will turn you on,
عشق من تو را برانگيخته خواهد کرد
In the middle of the bath,
در ميانه استحمام کردن
In the middle of the bath I call your name,
در ميانه استحمام کردن من نام تو را مي خوانم
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
My love will turn you on,
عشق من تو را برانگيخته خواهد کرد
,In the middle of a shave
در نيمه های تراشيدن ريش
In the middle of a shve I call your name,
در نيمه های تراشيدن ريش من نام تو را مي خوانم
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
My love will turn you on,
عشق من تو را برانگيخته خواهد کرد
In the middle of a dream,
در نيمه هاي رويا In the middle of a dream I call your name,
در نيمه هاي رويا من نام تو را مي خوانم
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
My love will turn you on,
عشق من تو را برانگيخته خواهد کرد
In the middle of a cloud,
در ميان مه
In the middle of a cloud I call your name,
در ميان مه من نام تو را مي خوانم
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
My love will turn you on,
عشق من تو را برانگيخته خواهد کرد
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko,
اوه ، يوکو
Oh Yoko.
اوه ، يوکو

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

Tired Of Being Sorry


I don't know why
نمی دانم چرا

You want to follow me tonight
تو می خواهی ا مشب مرا تعقیب کنی

When in the rest of the world
زمانی که دنیا در خواب است

With you whom I've crossed and I've quarreled
با تو من بداخلاق و پرخاشگرم

Let's me down so
اجازه بده که تمام کنم

For a thousand reasons that I know
به هزاران دلیل که می دانم

To share forever the unrest
سهیم شو برای اضطراب همیشگی
With all the demons I possess
با همه بدیها که من دارم

Beneath the silver moon
زیر ماه نقره ای

Maybe you were right
ممکن است حق با تو باشد

But baby I was lonely

اما عزیزم ، من تنها بودم

I don't want to fight

نمی خواهم با تو نزاع کنم

I'm tired of being sorry
من از شرمنده بودن خسته ام

8th and Ocean Drive
هشت و جاده کنار اقیانوس
With all the vampires and their brides
با تمامی خفاشان و پرندگان

We're all bloodless and blind
همه ما بی جان و کوریم

And longing for a life
و مشتاقیم برای زندگی

Beyond the silver moon

فراسوی ماه نقره ای

Maybe you were right
ممکن است حق با تو باشد

But baby I was lonely
اما عزیزم ، من تنها بودم
I don't want to fight
نمی خواهم با تو نزاع کنم

I'm tired of being sorry
من از شرمنده بودن خسته ام

Crying out for you
اشک هایم برای تو پایان یافته

No one sees me
هیچکس مرا نمی بیند

But the silver moon

اما ماه نقره ای

So far away – so outer space
چه دور است – در فراتر از فاصله

I've trashed myself – I've lost my way
من خودم را کاملا نابود کرده ام – من راهم را گم کرده ام
I've got to get to you got to get to you
من عادت کرده بودم به بدست آوردن تو، عادت کردن به بدست آوردن تو
Maybe you were right
ممکن است حق با تو باشد

But baby I was lonely
اما عزیزم ، من تنها بودم

I don't want to fight
نمی خواهم با تو نزاع کنم

I'm tired of being sorry
من از شرمنده بودن خسته ام

I'm standing in the street
کنون من در خیابان ایستاده ام

Crying out for you
اشک هایم برای تو پایان یافته است

No one sees me

هیچکس مرا نمی بیند
But the silver moon
اما ماه نقره ای مرا می بیند

(lalalala till end)Maybe you were right
ممکن است حق با تو باشد

But baby I was lonely
اما عزیزم ، من تنها بودم

I don't want to fight
نمی خواهم با تو نزاع کنم

I'm tired of being sorry
من از شرمنده بودن خسته ام

I'm standing in the street

کنون من در خیابان ایستاده ام

Crying out for you

اشک هایم برای تو پایان یافته است

No one sees me
هیچکس مرا نمی بیند

But the silver moon

اما ماه نقره ای


۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

تدفين در اٌرنان


احتمالا ًمشهورترين كار كوربه تدفين در اُرنان است.
تصوير 17- گوستاو كوربه، سنگ‌شكنان، 1849،
رنگ‌روغن روي بومنقاشي كوربه بر اساس چيزي كه او در تدفين عموي بزرگش مشاهده كرد، باعث به وجود آمدن اولين شاهكار وي در سبك رئاليست گرديد. در سپتامبر 1848 او تدفين عموي بزرگ خود در اُرنان را انجام داده و بعدها مراسم اين تدفين را بر بوم عظيمي نقاشي كرد. او از مردمي كه درتدفين حضور داشتند به عنوان مدلهايي براي نقاشي استفاده كرد كه اين كار خود ابداعي به شمار مي‌رفت.پيش از اين ، الگوها با عنوان بازيگراني براي نشان دادن زندگي مردم در زمانهاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گرفتند همانطور كه كوربه نيز افراد بسياري را در رويدادهاي متفاوت به تصوير كشيد. اين زمينه ساز بروز ديدي واقع‌گرايانه در آثار كوربه بود نسبت به شهروندان اُرنان و مردمي كه كوربه مي‌شناخت و اين ديد را به تماشاگر مي‌داد كه چگونه اين افراد شبيه مردم اُرنان هستند. اين نقاشي سبب اعتراض منتقدان وعموم مردم شد. اين تابلو كاري بزرگ، در اندازة 10×22 فوت بود و يك مراسم تدفين در شهرستان را نشان مي‌داد، چنانكه نقاشان ممكن است تصويري از يك مراسم تدفين باشكوه را ترسيم كنند البته پرداختن به يك رويداد معمولي غير عادي بود كه سبب مي‌شد موضوع مانند چيزي با اهميت و بزرگ در نظر گرفته شود چنانچه كه در مورد نشان دادن خاندان سلطنتي متداول بود. اين شيوه نقاشي كه از مناظر عادي و پيش پا افتاده استفاده مي‌كند علاقه مردم را به طور فزاينده‌اي نسبت به كار واقع‌گرايانه افزايش مي‌دهد و بدين ترتيب فراواني خيالپردازي رو به انحطاط رمانتيسم محبوبيت خود را از دست داده و مردم خواهان موضوعاتي واقعي‌تر و در چارچوب زندگي روزمره هستند. كوربه اين كار را به عنوان موضوع تدفين عمويش مورد توجه قرار نداد. اين در واقع تدفيني براي رمانتيسم به عنوان يك سبك بود همچنانكه خود كوربه گفته بود «به خاك سپاري در اُرنان، در واقع تدفين رُمانتيسم بود».(http://www.wikipedia.org/Gustave- Courbet)

Dance me to the end of love


Powered By Blogger